X
تبلیغات
آچار فرانسه
Free Image Hosting

گروه داعش ایرانی



سالها پیش  وقتی ناآرامی های  کشورهای عربی را می دیدم می گفتم عرب جماعت خوی وحشیگری دارد اما سوریه ای ها اینطور نیستند و سوریه چه کشور خوبی است و چه مردم با فرهنگی و .... تا اینکه حوادث سوریه بوجود آمد حالا بماند که یک عده تروریست وحشی از کشورهای دیگر هم آمدند اما بالاخره عده ای از این وحشی گری های سوریه حاصل عمل خود مردم این کشور است.صحنه های فجیع اعدام و ذبح و تعدی به مزارات مقدس  و نبش قبر و تخریب مساجد و  مناره ها و کلیساها از این دسته اقدامات است.تصویر زیر یکی از نمونه های  این اقدامات  در سوریه است حمله به یک کلیسا و نبش قبر یک راهبه مسیحی و خرد کردن استخوانهای وی...


چند روز پیش هم یک عده کج فکر البته به تحریک تعدادی از سایتها و البته سخنان یکی از نمایندگان مجلس در برابر مقبره پوپ تجمع کردند و اقدامات زشت و  شعارها و پلاکاردهایی  با تمثال رهبری و پرچمهای یازهرا که مستمسک سایتها و شبکه ها و معاندین جمهوری اسلامی شد. همچنان هم طبق معمول امامان جمعه و اعضای شورای شهر و انجمنها و دانشگاها و ... در حال موضع گیری هستند .قصد دفاع از فرای یا موضوع وصیت و تاریخچه بنای کاملا ایرانی و نه امریکایی و اشعار استاد همایی  و .... را ندارم  که همه اینها واضح در سایتهای دیگر موجود است آنچه برایم جالب بود این فراز از بیانیه این گروه بود که می فرمایند:


.....یک روز همایش بزرگ فتنه گران را در شهر شهیدان برگزار می کنند، یک روز خانم اشتون را به اصفهان می آوردند، امروز هم در صدد ایجاد نگرانی و تشویش اذهان امت حزب الله هستند. لذا با هوش و ذکاوت و بصیرتی که در شما سراغ داریم می دانیم که اجازه نخواهید داد چنین اتفاقی بیفتند.
 
ما که دستمان به ایشان نمی رسد (شما بفرمایید:) خدا می داند اگر جنازه ی نجس و کثیف صهیونیست “ریچارد فرای” را به شهر شهیدان بیاورند غسل شهادت می کنیم، کفن می پوشیم، آن را تحویل گرفته می سوزانیم و خوراک سگ های بیابان می کنیم و همچنین قبر استاد وی پروفسور پوپ را نیز در کنار پل خواجو بر سرش خراب می کنیم و با خاک یکسان می کنیم تا هوس چنین جنایاتی به ذهن هیچ منافق دیگری نرسد.
 
والسلام

مردم شهید پرور اصفهان

۲۰ فروردین ۱۳۹۳ همزمان به روز انرژی هسته ای







این نشان می دهد در هر کشوری و هر جایی حتی ایران شیعی و اسلامی هم استعداد  داعش و جیش العدل و تکفیری شدن وجود دارد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 10:59  توسط تاجر شيرازي  | 

به احترام استاد باستانی پاریزی

باستانی پاریزی  یک  استاد و نویسنده بی نظیر بود نوشته های زیبا و پر از اطلاعات پر مغز و مفید که تاریخ  در آن موج میزد . یادش بخیر زمانی در نوشته هایش می خواندم که:

من اکنون شصت سال دارم سه سال دیگر به عمری می رسم که بیشتر پیغمبران و اولیاء هم نتوانستند از آن عبور کنند .مقصودم 63 سالگی است.اصرار به عمر طولانی ندارم که اگر طول عمر را در عرض آن ضرب کنند معمولا نتایج همه عمرها حدود همدیگر است.

این هم از سروده باستانی پاریزی که به مناسبت بهار گفته بود:

در گوش من صحیفه تبریک عید گفت
سالی دگر از عمر تو ای بی خبر گذشت
نشکفته غنچه های بهار امید و عشق
دیدی که عمر همچو نسیم سحر گذشت
روح کهن نه تازه شود از حلول عید
راح کهن بیار که ابم ز سر گذشت
تبریک نیست- تسلیت است اینکه دوست را
گوئی خوشا ز عمر تو سالی دگر گذشت

از جمله کسانی که همیشه با خودم می گفتم بعد از رفتنشان عزیز می شوند و مردم تازه به ایشان توجه می کنند باستانی پاریزی بود که بقول  شاعر:

کاشکی صاحب هنر را زنده گان مرده دوست            در زمان زنده بودن مرده می پنداشتند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 10:35  توسط تاجر شيرازي  | 

بی نقابان دیروز با نقاب شده اند....

چندی پیش مقاله ای می خواندم از دکتر جمشید قائمی به نام خوشگذرانی و خشونت در صفویه که اشاراتی داشت به سبک پادشاهی از شاه عباس اول تا شاه سلطان حسین و جنایاتی که ایشان در حق فرزندانشان و اطرافیان می کردند البته جدای از خدمات صفویه در هر حال  قسمتی از این مقاله در باب فساد شهر قابل توجه است:


در روزگاري كه شاهان و شاه زادگان در كنج حرم سراها به عشرت با زيبا رويان و شرب خمر خوگرفته بودند و پيوسته اين روش را تا پايان زمامداري خود مكّررمي گردانيدند ، عجب نيست كه بسياري از اتباع آنان درشهرها و به خصوص روسپي  ها در پايتخت یعنی اصفهان، تن به اين گونه عشرت ها سپارند و بي ترديد در بيشتر شهرهامركز ثقل اين گونه مردمان بوده است . اولئاريوس تنها شهر اردبيل را از روسپیخانه هامستثني مي كند و گويد به دليل آنكه اين شهر آرامگاه اجداد اين خاندان است از اينمركز خبري نيست؛ اما از وجود چنين مراكزي در اكثر شهرها ياد مي كند (اولئاريوس،آنها را در ميدان شاه اصفهان ديده كه به راحتي « فاحشه ها » ، خود را در معرض فروش مي گذاشتند و پشت مدرسة صدر و نزديك مدرسه صفويشاه و محلة كران (حوالی احمد آباد فعلی) واز محله هاي بي نقابان چهار باغ، كه محل اجتماع اين گونه زنان بود ، نام مي برد (شاردن،  )، همچنين از مالياتي كه دولت صفوي از آنان مي ستاند ، سخن مي راند واين طور به نظر مي رسد كه وقاحت عمل تا بدانجا بود كه دولت نيز بخشي از درآمدخود را از طريق خود فروشي اين گونه زنان به دست مي آورد . او در اصفهان از12000زن رسمي ماليات دهنده ياد مي كند و مي گويد اين بجز كساني است كه خويشتن را خصوصي ترجلوه مي دهند . ماليات دريافتي از زنان رسمي را شاردن ، هشت هزار تومان، معادل تقريبي سيصدو هشت  هزار ليور، مي نويسد (شاردن، )

  مينورسكي  آورده است و11000فاحشة معلوم الحال در اصفهان  ثبت شده سانسون  نیز مي نويسد - شاه عباس «دستور داده بود براي اينكه چنين پول ناپاكي ! (مالیات )وارد خزانه نشود ، صرفا این پول  برای تهية مشعل  ، وچراغاني و آتش بازي و امثال اينها  صرف شود ....


بر طبق آمار داده شده از سیاحان خارجی 11000 الی 12000 زن فاسد در اصفهان آنروز رقم عجیبی است چرا که طبق اقوال نهایت جمعیت اصفهان در اوج دوران صفوی و پایتختی از 700 هزار نفر متجاوز نیست و این بدان معنی است که از هر 60 نفر یکی در زمره این صنف قرار داشته است که قاعدتا از این 60 نفر حدود 30 نفرشان هم مرد بوده اند.نکته جالب بعدی میزان مالیات دریافتی از این گروه است 8000 تومان در سال عدد فوق العاده ای است چرا که طبق اخبار برای مثال بلدیه آنروزها با 500 تومان خیابانی مانند چهارباغ خواجو را احداث می کرد  و تجاری مانند ملک التجار نیز حاضر بودند با 7000 تومان  عمارتی در ظرافت و زیبایی هفت دست را به جهت جلوگیری از تخریب از ظالمی همچون ظل السلطان بخرند.باید بدانیم  شاردن و دیگر سیاحان بین سالهای 1677-1632  این گزارشها را داده اند.علی ای حال صرف 8000 تومان سالیانه برای روشنایی شهر و جشنها هم از نکات دیگر  روحیه حکومت صفویه در ایران است.متاسفانه  بی نقابان دیروز  با نقابان امروز شده اند.کافی است سری به دانشگاه ها خیابانها پارکها و کافی شاپها بزنیم.من نمیدانم از جمعیت امروز شهر اصفهان که حدود 1700000(یک میلیون و هفتصد هزار نفر) تخمین زده می شود  چه تعداد با نقاب ثبت نشده داریم اما بدیهی است شهرداری و دولت در شرایط تحریم  می توانند درآمد خوبی از این سرمایه ملی !!!!!!!به جیب بزنندآن هم به اسم مالیات......

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 19:22  توسط تاجر شيرازي  | 

روایت یک روزنامه نگار ایرانی از اسرائیل


متن زیر از سایت دویچه وله انتخاب شده است.نقادانه نوشته شده است. محض اطلاع بر مبنای دلار 3000 تومانی هر شکل واحد پول اسرائیل معادل 850 تومان ما می باشد.جالبه!!!!



اسرائيلی‌ها کشور خود را سرزمین شیر و عسل می‌نامند. شیر، از نظر آن‌ها مظهر برکت و ثروت است و عسل نماد خوشبختی. به‌میان آن‌ها می‌روم تا ببینم آیا ۶۵ سال پس از تاسیس اسرائيل واقعا ثروتمند و خوشبخت هستند؟

روایت یک روزنامه‌نگار ایرانی:

به‌راستی اسرائيل ۶۵ سال پس از اعلام موجودیت چگونه جامعه‌ای است؟ چنان که در قانون اساسی آن تصریح شده کشوری "یهودی و دموکراتیک"؟ یا جامعه‌ای مرکب از شهروندانی با نژادها و مذاهب گوناگون؟ چرا در سال‌های اخیر جمع‌ بزرگی از شهروندان این کشور در اعتراض به "گرانی و بی‌عدالتی" دست به تظاهرات خیابانی زده‌اند؟

آیا شرایط زندگی‌ آن‌ها آنقدر سخت است که مجبور به اعتراض شده‌اند؟ در شرایطی که مناسبات اسرائیل و همسایگان عرب آن همچنان تیره است، اعراب در این سرزمین چگونه زندگی‌ می‌کنند؟ جایگاه یک میلیون و ۲۰۰ هزار روس و دست‌کم ۲۵۰ هزار ایرانی‌‌تبار در این کشور چیست؟

و سرانجام در حالی که گسترش شهرک‌های یهودی‌نشین به بزرگ‌ترین مانع تحقق صلح خاورمیانه تبدیل شده، چرا دولت همچنان به این کار ادامه می‌دهد؟

اولین‌ گزارش: نگاهی به زندگی‌ روزمره اسرائيلی‌ها و مشکلات اقتصادی آن‌ها:


در نگاهی به زندگی روزمره مردم عادی اسرائيل، در می‌یابم که "شیر" دست‌کم بخشی از کلسیم و "عسل" بخشی از شیرینی‌ خود را باخته است. هنگامی که در نخستین روز سفر خود، در یک کافه‌ کاملا معمولی یک فنجان کاپوچینو را به قیمتی نزدیک به ۲۰ درصد گران‌تر از کافه‌های لوکس آلمان می‌نوشم، تازه می‌فهمم که چرا در دو سال گذشته شهرهای بزرگ اسرائیل بارها شاهد تظاهرات گسترده علیه گرانی، افزایش قیمت خدمات عمومی و رشد بیکاری بوده‌اند.

. اجاره‌ها همواره رو به افزایش است و میانگین نرخ آپارتمان‌های تازه‌ساز در مناطق مسکونی شهرهای بزرگ اغلب حتی از کلان‌شهرهای اروپایی بالاتر است.

محله‌ای پست، آپارتمانی کلنگی و اجاره‌ای اروپایی

"سوتلانا خابسنکی"، روانشناس روس‌تبار ۱۳ سال پیش به اسرائیل مهاجرت کرده و اکنون در شهر "پتیح تکوا" در ۲۵ کیلومتری تل‌آویو زندگی می‌کند. از همین شهر، اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های لوکس، مسافران را با کرایه‌ای کمتر از اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های لکنته شهری به شهرک‌های یهودی‌نشین مناطق اشغالی در کرانه باختری رود اردن می‌برند. فاصله پتیح تیکوا تا کرانه باختری نیم‌ساعت بیشتر نیست.

خانم خابنسکی به من می‌گوید که برای آپارتمان تقریبا ۶۵ متری خود ماهانه ۲ هزار و ۶۰۰ شکل (معادل ۵۶۵ یورو) اجاره می‌پردازد. هزینه‌های جانبی، مثل برق و نظافت ساختمان در این رقم منظور نشده است.

تراکم پیاده و سواره و سروصدای خودروهائی که اغلب آثار تصادف‌های کوچک را بر بدنه دارند، در پتیح‌تیکوا بیداد می‌کند. پتیح تیکوا یکی از شلو‌غ‌ترین شهرهای نزدیک به تل‌آویو است. بخش عمده این شهر محل سکونت لایه‌های کم‌درآمد شهری و یهودیان مهاجری است که از روسیه، یمن، سومالی، سودان و خیلی کشورهای دیگر به اسرائيل آمده‌اند.

دولت مدت‌ها است می‌کوشد مهاجران غیرقانونی سودان و اریتره را با پرداخت پول و امکانات به بازگشت یا رفتن به کشوری ثالث تشویق کند. تعداد آن‌ها ۵۵ هزار نفر برآورد می‌شود. خانم خابنسکی می‌گوید که بخش قابل توجهی از سودانی‌ها در یکی دو سال گذشته به پتیح‌تیکوا آمده‌اند.

او آپارتمانش را به من نشان می‌دهد: آپارتمان به لحاظ کیفیت با استانداردهای غربی، کلنگی محسوب می‌شود. در طبقه چهارم ساختمانی کهنه و بدمنظر در کنار یک خیابان پر رفت و آمد واقع شده و فاقد آسانسور است. پنجره‌ها یک‌جداره هستند و هر صدائی از بیرون به آن نفوذ می‌کند.

مستاجر، روانشانس‌ کودک است. او به من می‌گوید که برای شهرداری، مدارس مذهبی و به صورت خصوصی کار می‌کند و درآمدی بیش از ۱۲ هزار "شکل" در ماه دارد. شکل واحد پول اسرائيل است. یک یورو با ۷ /۴ شکل معاوضه می‌شود.

تابلوی اعلانات یک بنگاه معاملات ملکی در خیابان لوینسکی تل‌آویو: سویت ۱۷ متری ۳۵۰ هزار شکل، حدود ۷۶ هزار یورو!

بهشت گیاه‌خوارن

در نگاهی گذرا به تابلوهای قیمت به این نتیجه می‌رسم که اسرائیل می‌تواند بهشت گیاه‌خواران باشد. انواع میوه، سبزی‌جات و صیفی‌جات، دست کم ۵۰ درصد ارزان‌تر از آلمان است. اما آن‌که گیاهخوار نباشد از گرانی رنج می‌برد. نوشیدنی‌ها، چه الکلی و چه غیرالکلی، گوشت گاو، گوسفند، مرغ، تخم مرغ، انواع لبنیات، مواد بهداشتی و حتی نان دست کم ۳۰ تا ۵۰ درصد گران‌تر از آلمان است.

رشد جمعیت و افزایش قیمت‌ها

صندوق بین‌المللی پول اکتبر امسال (۲۰۱۳) فهرست درآمد سرانه کشورهای مختلف را منتشر کرد. مشکلات اقتصادی شهروندان عادی اسرائيل زمانی برایم ملموس‌تر می‌شود که اسرائيل را با محل زندگی خودم در آلمان مقایسه می‌کنم. در فهرست صندوق بین‌المللی پول آلمان با سالانه نزدیک به ۴۴ هزار دلار درآمد سرانه در ردیف هجدهم قرار دارد و اسرائيل با درآمد سرانه ۳۴ هزار و ۶۵۱ دلار در جایگاه بیست و ششم نشسته‌ است.

اما صرفنظر از سبزیجات و وسایل حمل‌ونقل عمومی در اسرائيل همه‌چیز را گران‌تر از آلمان می‌یابم. چرا؟

این پرسش را با چند شهروند اسرائيلی در میان می‌گذارم. پاسخ‌ها تقریبا یکسان هستند: «ما ارتش بزرگی داریم. هزینه این ارتش باید از محل درآمدهای عمومی پرداخت شود. اسرائيل کشور کوچکی است و به علت ادامه مهاجرت‌ها بر تعداد شهروندانش دائما افزوده می‌شود. در این شرایط طبیعی است که با کمبود و گرانی مسکن و کالاهای اساسی و مصرفی روبرو گردیم.»

مساحت اسرائیل تنها حدود ۲۲ هزار کیلومتر مربع است. یعنی ۷۵ برابر کوچک‌تر از ایران. جمعیت اسرائیل اکنون بر اساس آمارهای رسمی به اندکی بیش از ۸ میلیون نفر رسیده است. ۷۵ درصد این جمعیت را یهودیان، نزدیک به ۲۱ درصد آن‌ها را عرب‌ها و ۴ درصد بقیه را گروه‌های دیگر تشکیل می‌دهند.

بخش قابل توجهی از خاک اسرائیل به دلایل جغرافیائی یا امنیتی و یا دشواری تامین خدمات شهری قابل سکونت نیست. به این دلیل، در شرایطی که برج‌های مسکونی در کشورهای غربی محبوبیت خود را کاملا از دست داده‌اند، رشد عمودی در شهرهای بزرگ اسرائيل به ویژه تل‌اویو ادامه دارد. وقتی از فراز برج ۵۰ طبقه "آذری ایلی" به‌زیر پایم نگاه می‌کنم، دریائی از برج‌های بلند را می‌بینم که بسیاری از آن‌ها هنوز خالی به‌نظر می‌رسند.

زمینه عملی رشد شهرک‌های یهودی‌نشین

یکی از نتایج کمبود خاک و گرانی مسکن در شهرهای بزرگ، استقبال یهودیان از سکونت در شهرک‌های یهودی‌نشین است.

شهرک‌سازی، به‌رغم اعتراضات بین‌المللی در مناطق اشغالی با سرعت ادامه دارد. یک خانواده اسرائيلی ۷ نفره، با پرداخت یک‌سوم هزینه خرید یک آپارتمان ۴ اتاقه در شهر، می‌تواند در اینجا یک ویلای شخصی لوکس با ۲۵۰ متر مربع زیربنای مسکونی بسازد.

وسیله رفت‌وآمد به این شهرک‌ها، با ۵۰ درصد یارانه دولتی تامین می‌شود. برخلاف تنوع قومی بسیار در شهرها، جمعیت شهرک‌های یهودی‌نشین را تنها یهودیان مذهبی و بیش‌از همه اشکنازی‌ها تشکیل می‌دهند که دارای تبار اروپائی هستند و والدین آن‌ها پس از جنگ جهانی دوم به "سرزمین موعود" مهاجرت کرده‌اند.

تنوع قومی در شهرهای بزرگ

تا پیش از سفر، از اسرائيل تصور جامعه‌ای یکدست را داشتم که تنها یک پنجم جمعیت آن ‌را اعراب و بقیه را یهودیان تشکیل می‌دهند. اما در نخستین روزها، تنوع قومی را در شهرهای بزرگ به ویژه حیفا و تل‌اویو کاملا چشمگیر می‌یابم. علاوه بر شهر پتیح تکوا، در خیابان لوینسکی تل‌آویو که ایستگاه مرکزی اتوبوس‌های شهری در آن مستقر است، تعداد بی‌شماری رنگین‌پوست می‌بینم. این رنگین‌پوستان، که اغلب یا یهودی یا مسیحی هستند، به دلیل فشارهای اجتماعی از سودان، سومالی، یمن و سایر کشورهای آفریقائی به اسرائیل مهاجرت کرده‌اند.

مهاجران روسی با حدود یک ‌میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، بزرگ‌ترین گروه مهاجر را در اسرائيل تشکیل می‌دهند.

۶۰۰ هزار نیروی آماده جنگ

روزهای آخر هفته، در ایستگاه‌های قطار و اتوبوس شهرها با انبوه سربازان دختر و پسری روبرو می‌شوم که برخی از آن‌ها در حالی که هنوز مسلسل خود را بر شانه دارند، به مرخصی می‌روند. اینجا است که در می‌یابم چرا بسیاری از مردم اسرائيل هزینه سنگین ارتش را عامل گرانی مسکن و کالاهای اساسی و مصرفی می‌دانند.

در پژوهش‌های خود خوانده‌ام که ارتش اسرائيل دارای ۱۷۶ هزار و ۵۰۰ نظامی زن و مرد است. خدمت سربازی اجباری و برای مردان سه سال و برای زنان دو سال است. هیچکس نمی‌تواند از خدمت سربازی سرپیچی کند و در این صورت با مجازات زندان روبرو خواهد بود. اما زنان می‌توانند به‌جای خدمت در ارتش، دوران نظام وظیفه خود را در خدمات اجتماعی و درمانی سپری کنند.

ارتش اسرائيل بیشتر به نیروی ذخیره متکی است. مردان تا پایان ۴۲ سالگی، زنان تا پایان ۲۴ سالگی و افسران تا ۵۱ سالگی در حالت آماده به خدمت به‌سر می‌برند. آن‌ها هر سال یک‌ماه برای حفظ توانائی رزمی خود در دوره‌های باز‌آموزی ارتش شرکت‌می‌کنند. تعداد افراد ذخیره نزدیک به ۴۲۰ هزار نفر برآورد می‌شود. به این ترتیب ۷ و نیم درصد جمعیت اسرائيل همیشه آماده به خدمت نظام است.

۴ /۷ درصد بودجه دولت اسرائيل هرساله صرف ارتش می‌شود. بودجه ارتش بعد از بودجه بهداشت (۸ درصد) بالاترین سهم را از بودجه کل کشور جذب می‌کند. بودجه ‌آموزش و پرورش نزدیک به ۶ درصد و یک و نیم درصد کمتر از ارتش است.

حمل و نقل عمومی، ارزان و آسان

برخلاف گرانی مسکن و مواد غذائی، دخانیات، مشروبات الکلی و غیرالکلی، وسایل نقلیه عمومی در اسرائيل نسبت به کشورهای غربی هنوز مناسب است.

تل‌آویو، اورشلیم و حیفا (اسرائیلی: حایفا) به‌لحاظ وسعت و جمعیت مقام‌های اول تا سوم را در میان شهرهای اسرائيل دارند. در این سه‌شهر اتوبوس‌های شهری مسافران را در مسیرهای طولانی که گاه به بیش از ۳۰ کیلومتر می‌رسد، با ۶ /۶ شکل (برابر ۴ /۱ یورو) جا به جا می‌کنند.

در مقابل اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های خطی اغلب لکنته و پر سروصدا، راه‌آهن اسرائيل که تل‌آویو را به شهرهای دیگر وصل می‌کند، مدرن و تمیز و به لحاظ کرایه مناسب است. اتوبوس مسافران را با ۲۴ شکل (حدود ۵ یورو) به اورشلیم می‌برد. هزینه رفت و برگشت قطار از تل‌آویو به حیفا تنها حدود ۱۰ یورو است.

برکت و خوشبختی برای که؟

در کشوری که مردمش آن را سرزمین شیر و عسل می‌خوانند، تا آنجا که من به‌عنوان یک مسافر می‌توانم برآورد کنم، عمده برکت و خوشبختی سهم کسانی است که در خانه‌ها و آپارتمان‌های لوکس و گران شمال تل‌آویو و محله‌های اعیانی اورشلیم، حیفا و شهرهای دیگر زندگی می‌کنند. جنوب تل‌آویو، محله‌های قدیمی اورشلیم و مناطق عرب‌نشین حیفا و عکا، بیش‌تر میدان قزوین و گمرک و خیابان مولوی را در ۵۰ سال پیش برای من تداعی می‌کنند.

در بازار قدیمی یافا که بیشتر محل تجمع خنزرپنزری‌ها و پیشه‌وران و صنعتگران خرده‌پا است و شباهت زیادی به بازار سیداسماعیل قدیم تهران دارد، مرد میانه‌سالی را می‌بینم که در یک مغازه فرش فروشی فقیرانه سخت مشغول چانه‌زنی با دو مشتری است. از حرکات و طرز بیان او حدس می‌زنم ایرانی باشد. حدسم درست است. آقای شوقی، از یهودیان اصفهان است که سال‌ها پیش به اسرائيل مهاجرت کرده و حالا دارای پنج فرزند بالغ است.

وقتی درباره زندگی در اسرائيل می‌پرسم می‌گوید که کاملا راضی است. او چند سال است بازنشسته شده و در عین‌حال به کار فروش فرش مشغول است. به‌گفته آقای شوقی: «در اسرائيل، هرکس به سن‌بازنشستگی برسد، فارغ از این که کار کرده باشد یا نباشد، دست‌کم ۳ هزار شکل حقوق بازنشستگی ماهانه دارد.»

نمائی از یک مرکز خرید بزرگ در قلب تل‌آویو. قیمت‌هائی بعضا بالاتر از لندن و پاریس و برلین

اگر رقمی که آقای شوقی اعلام می‌کند درست باشد، بازنشستگان سالانه حدود ده هزار دلار در اختیار دارند که کمتر از یک سوم میانگین درآمد سرانه است. اما یک مهاجر روسی می‌گوید: «مادر خود من چند سال پیش درگذشت. او که تنها زندگی می‌کرد، تنها ۱۸۰۰ شکل می‌گرفت.» این می شود سالانه ۲۱ هزار و ۶۰۰ شکل که برابر است با ۶ هزار و ۲۰۰ دلار. یعنی حدود یک پنجم میانگین درآمد سرانه. تصور این که بتوان با چنین درآمدی در اسرائيل زنده‌ ماند، برای من بعید است.

درگیر فشار اقتصادی، آزاد از فشار سیاسی

لایه‌های متوسط و متوسط به‌پائین اسرائيل به‌لحاظ مالی فشار سختی را تحمل می‌‌کنند. اما چند چیز دارند که در سایر کشورهای خاورمیانه، اصلا وجود ندارد: آزادی‌های فردی و اجتماعی، مدارا و شهرهائی که تقریبا همه در کنار مدیترانه قرار گرفته‌اند و امکان استفاده از هوائی را به آن‌ها می‌دهند که دست کم ۹ ماه سال گرم یا معتدل است.

با توجه به شهرت موساد و سیاست خارجی دولت اسرائیل، هنگامی که در کلن سوار بر هواپیما می‌شوم، به‌عنوان کسی که نام تهران را به‌عنوان زادگاه خود در گذرنامه دارد، بیمناک برخورد با فضائی پلیسی/امنیتی و حتی بازجوئی در فروگاه و حتی جلوگیری از ورود به‌خاک اسرائيل هستم. اما در فرودگاه بن‌گوریون، ایستگاه‌های قطار، ترمینال اتوبوس‌های شهری و گذرگاه‌های مهم از حضور پلیس نشانی نمی‌‌یابم. تنها در ورودی مراکز خرید بزرگ، مامورانی غیرنظامی و در استخدام همان مراکز از زنان می‌خواهند کیف دستی خود را به آن‌ها نشان دهند و گاه از مردان می‌پرسند که اسلحه دارند یا نه. اما جواب نه، برای آن‌ها کافی است.

چمدان من، که در ورود به فرودگاه بن‌گوریون و خروج از آن کنترل نشده بود، تنها در ایستگاه قطاری به‌صورت سردستی چک می‌شود که مرا از نزدیکی مرز کرانه باختری رود اردن به مرکز تل‌‌آویو می‌برد. اینجا، جائی است که اگر یک فلسطینی توانسته باشد از مرز بسته‌ی کرانه باختری بگذرد، می‌تواند سوار قطار شود و خود را به تل‌آویو یا هرجای دیگر اسرائیل برساند.

در باجه کنترل گذرنامه فرودگاه بن‌گوریون، یک دختر جوان و مودب، نگاه کوتاهی به گذرنامه من و کامپیوتر پیش روی خودش می‌اندازد، مقصد، مدت اقامت و هدف سفرم را می‌پرسد، کارت ورودی لای گذرنامه می‌گذارد و برایم سفری خوش آرزو می‌کند.

وقتی تعجبم را از وضعیت فرودگاه با یک ایرانی تقریبا ۴۰ ساله متولد تل‌آویو مطرح می‌کنم، پاسخ می‌شنوم: «اسرائيل در زمینه امنیتی خیلی قدرتمند است. مطمئن باشید شما هنگامی که در آسمان بوده‌اید، پلیس مرزی اطلاعات شخصی‌تان را دریافت و چک کرده است. بنابراین نیازی به کنترل بیشتر نداشته‌اند.»

آیا مگر قدرت امنیتی آمریکا کمتر از اسرائیل است؟ چندسال پیش هنگامی که می‌خواستم برای شرکت در یک کنفرانس دانشگاهی از تورنتو به شیکاگو پرواز کنم، در دفتر مهاجرت آمریکا دست‌کم بیست دقیقه سین جیم شدم. البته مودبانه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 13:21  توسط تاجر شيرازي  | 

فرزندان انقلاب



مشرق نیوز:جان کری وزیر خارجه آمریکا در توصیف مذاکرات خود در ژنو 4 با محمدجواد ظریف گفته است: "ظریف سه بار سر من فریاد کشید. او می‌گفت چرا توافقات و متن قبلی را به هم زدید؟ من به جواد گفتم تا حالا در طول عمرم هیچ فردی این گونه سرم فریاد نکشیده و مرا این گونه متهم به سوء نیت و بی‌اعتمادی نکرده بود."
 و چه خوب سید الشهدای انقلاب اسلامی شهید بهشتی فرمود:اینا، بیچاره ها، هنوز گیجند! هنوز نمی فهمند شما مردم به کجا رسیدید چقدر رشد کردید. خدا را شکر، یکی از نعمتهای خدا اینه که دشمنای آدم احمق باشند، این هم خودش یه نعمتی است..... لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لا يَسْمَعُونَ بِهَا. نه قلبی دارند درد آشنا، شرق آشنا، مردم آشنا، حق آشنا، اسلام آشنا. نه چشمشان می تواند این درخشندگی انقلاب اسلامی را ببیند، نه گوششان می تواند فریادهای عمیق "مرگ بر آمریکا"ی شما ملت را درست بشنود. ...قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ... بگو با همین خشم (و کینه ای که در دل دارید) بمیرید. (سوره آل عمران،آیه 119)به آمریکا بگویید از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.
امام خمینی (ره)نیز فرمود:هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید.

پی نوشت:

بسمه تعالی

جناب آقای رئیس‌جمهور

دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید در خور تقدیر و تشکر از هیئت مذاکرات هسته‌ئی و دیگر دست اندر کاران است و میتواند پایه‌ی اقدامات هوشمندانه‌ی بعدی قرار گیرد. بی‌شک فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت ایران عامل این موفقیت بوده و در آینده نیز خواهد بود ان‌شاء الله. ایستادگی در برابر زیاده خواهیها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد، و چنین خواهد بود ان‌شاء الله.

سیّد علی خامنه‌ای

3/آذر/92

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 12:27  توسط تاجر شيرازي  | 

گزارش تصویری سفر شمال شهریور92























+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 9:44  توسط تاجر شيرازي  | 

چهلمین روز

 

پس از یک غیبت صغری تعدادی از تصاویر  مربوط به پدربزرگ ثبت  می شود.عمده تصاویر مربوط به  سالهایی است که از 1340 به بعد را شامل میشود.سفر با خودرو شخصی به راه قبله از  جاده های صعب العبور و عبور با بلم و زیارت شهر هایی همچون مکه و مدینه و خرید تویوتا در  عربستان به جهت ادامه سفر به   بیت الحم و بیت المقدس و ابراهیم خلیل و  و در راه برگشت زیارت عتبات عالیات عراق کربلا و سامرا و  کاظمین و دیدار امام در نجف و گرفتن قول پیروزی از امام و ماجرای اعلامیه های امام و سفر به شام و بازگشت به ایران و مبارزه و زندان و هم سلول شدن با ایت الله ناصری همه این موارد در همین 40 سال اخیر اتفاق افتاده است.انتقال ضریح سامرا در معیت مرحوم صغیر اصفهانی  و ماجراهایی که در امامزاده سید محمد واقع شده بود از جمله مواردی است که معمولا در سفر به عتبات همیشه همراه ما هست. تصویر آخر هم مربوط به  آیت الله ادیب  می باشد.


 

از روش این فلک سبز فام                        عمر گذشته است مرا شصت عام

در سر هر سالى از این روزگار                  خورده ام افسوس خوشیهاى یار

باشدم از گردش دوران شگفت                   کانچه مرا داد همه پس ‍ گرفت

قوتم از زانو و بازو برفت                        آب ز رخ رنگ هم از مو برفت

عقد ثریاى من از هم گسیخت                        گوهر دندان همه یک یک بریخت

آنچه بجا ماند و نیابد خلل                         ار گناه آمد و طول امل

زنگ رحیل آمد از این کوچگاه                      همسفران روى نهاده به راه

آه ز بى زادى روز معاد                               زاد کم و طول مسافت زیاد

بار گران بر سر دوشم چه کوه                     کوه هم از بار من آمد ستوه

اى که برِ عفوِ عظیمت گناه                           در جلو سیل بهار است گاه

فضل تو گر دست نگیرد مرا                        عصمتت ار باز گذارد مرا

جز به جهنم نرود راه من                         در سقر انداخته بنگاه من

بنده شرمنده نادان منم                        غوطه زن لجه عصیان منم

خالق و بخشنده احسان توئى                   فرد و نوازنده به غفران توئى

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 10:3  توسط تاجر شيرازي  | 

انتخاب ما

ملعون من وضع نفسه ما لا یلیق به
؛ ملعون است کسی که در منصبی قرار گیرد که شایسته آن نیست و از او شایسته‌تر وجود دارد.
 


دیشب در بازگشت از ماهشهر در فرودگاه اصفهان مواجه شدم با آقای رسایی نماینده مجلس که تاکسی آژانس ایشان را سهوا  در سالن اصلی فرودگاه پیاده کرده بود ایشان که قصد عزیمت به تهران را داشتند اصرار داشتند که از سالن تشریفات که اندکی با سالن فرودگاه فاصله دارد  استفاده کنند. حالا بماند که شعار مبارزه با تبعیض و اشرافیت با این  عملکرد مدعیان چقدر فاصله دارد.در همین بین یک نفر رسید و از ایشان پرسید به کی رای بدهم در جواب ایشان دکتر جلیلی را پیشنهاد کردند من هم خودم را وسط حرفشان رساندم  وضمن دفاع از ایمان و تدین دکتر جلیلی  ادله خودم در رای ندادن به آقای جلیلی را بیان کردم آقای رسایی ضمن سوال از من که به کی رای می دهید شروع کرد به بد و بیراه گفتن از  کاندیدای مورد نظر من و فرار از بحث و فرار از محل .در واقع بحث من با آقای رسایی سر این بود که بیخودی از کسی که ابزار لازم را جهت ریاست جمهوری ندارد حمایت نکنید چون علی القاعده چشم یک بخشی از جامعه به دهان شماست. و شما باعث می شوید تا مردم یک نفر را بیخودی هل بدهند داخل ساختمان پاستور. در حالی که من صحبت می کردم آقای رسایی از من دور می شد  و به شدت دنبال یک ماشین بود تا او را به سالن  وی آی پی برساند....
 
در هر حال اگر انتخابات به دور دوم کشید و رقابت بین آقای قالیباف و روحانی بود انتخاب من قالیباف خواهد بود.
اما اگر رقابت بین آقای دکتر جلیلی و آقای روحانی بود رای من آقای جلیلی نخواهد بود.
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 13:27  توسط تاجر شيرازي  | 

بدون شرح از بعضی از کاندیداها

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 10:48  توسط تاجر شيرازي  | 

ماجرایی از مزارات شام


تعمیر قبر حضرت رقیّه خاتون علیه السلام

عالم بزرگوار مرحوم ملاّ محمّد هاشم خراسانی می نویسد: عالم جلیل شیخ محمّد علی شامی كه از جمله ی علمای نجف اشرف می باشد به حقیر فرمود:

جدّ اُمّی من جناب آقا سیّد ابراهیم دمشقی كه نَسَبش به سیّد مرتضی علم الهدی منتهی می شد، و سنّ شریفش بیش از 90 سال بود، سه دختر داشت و اولاد پسر نداشت.

شبی دختر بزرگ ایشان حضرت رقیّه دختر امام حسین علیه السلام را در خواب دید كه فرمودند: به پدرت بگو: به والی بگوید: میان لحد و جسد من آب افتاده، و بدن من در اذّیت است، بیاید قبر و لحد مرا تعمیر كند.

دختر به سیّد عرض كرد، ولی سیّد از ترس اهل تسنّن، به خواب اعتنا ننمود.

شب دوّم دختر وسطی سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت، ترتیب اثری نداد.

شب سوّم دختر كوچك سیّد همین خواب را دید و به پدر گفت، باز ترتیب اثری نداد.

شب چهارم خود سیّد حضرت رقیّه را در خواب دید كه به طریق عتاب فرمودند: چرا والی را خبردار نكردی؟!

سیّد بیدار شد، صبح نزد والی شام رفت و خوابش را گفت. والی به علماء و صلحاء شام از شیعه و سنّی امر كرد كه غسل كنند و لباسهای پاكیزه بپوشند، به دست هر كس قفل درب حرم مطهّر باز شد، همان كس برود و قبر مقدّس او را نبش كند، جسد را بیرون آورد تا قبر را تعمیر كنند.

صلحاء و بزرگان از شیعه و سنّی در كمال آداب غسل كردند و لباس پاكیزه پوشیدند، قفل به دست هیچ كس باز نشد، مگر به دست مرحوم سیّد، و چون میان حرم آمدند كلنگ هیچ كدام بر زمین اثر نكرد، مگر به دست سیّد ابراهیم.

حرم را خلوت كردند، لحد را شكافتند، دیدند بدن نازنین مخدّره میان لحد و كفن صحیح و سالم است، لكن آب زیادی میان لحد جمع شده است.

سیّد بدن شریف را از میان لحد بیرون آورد و بر روی زانوی خود نهاد، و سه روز بدین گونه بالای زانو خود نگهداشت و گریه می كرد تا اینكه قبر آن بی بی را تعمیر كردند.

وقت نماز كه می شد سیّد بدن مخدّره را بالای چیز پاكیزه می گذاشت. بعد از فراغ از نماز بر می داشت و بر زانو می نهاد، تا اینكه از تعمیر قبر و لحد فارغ شدند، سید بدن را دفن كرد.

و از معجزه ی این مخدّره این كه؛ سیّد در این سه روز احتیاج به غذا و آب و تجدید وضو پیدا نكرد. و چون خواست بدن را دفن كند دعا كرد كه خداوند پسری به او عطا فرماید.

دعای سیّد به اجابت رسید و در سن پیری خداوند پسری به او لطف فرمود، نام او را سیّد مصطفی گذاشت.

آنگاه والی واقعه را به سلطان عبدالحمید عثمانی نوشت، او هم تولیت زینبیّه و مرقد شریف حضرت رقیّه و امّ كلثوم و سكینه را به او واگذار نمود، و فعلاً هم آقا سیّد ابراهیم تولیت این مكانهای شریف را دارا می باشد.

این قضیه در حدود سال هزار و دویست و هشتاد هجری بوده است.(1)

در «معالی» این قضیّه را مجملاً نقل كرده و در آخر اضافه فرموده است:

«فَنزلَ فی قبرها و وَضع علیها ثوباً لفَّها فیه و أخْرجها، فإذا هی بنتٌ صغیرةٌ دُونَ البُلوغِ و كانَ متْنُها مجروحةًً مِنْ كثرةِ الضَّرب»

« آن سیّد جلیل وارد قبر شد و پارچه ای بر او پیچید و او را خارج نمود، دختر كوچكی بود كه هنوز به سن بلوغ نرسیده، و پشت شریفش از زیادی ضرب مجروح بود».(۲)


عنایات و كرامات آن مخدّره1- چنان كه در بالا مشروحاً بیان گردید، سیّد ابراهیم دمشقی در نود و چند سالگی از كرامت حضرت رقیّه علیه السلام صاحب فرزندی شد كه او را سیّد مصطفی نام نهاد.

پس از درگذشت سیّد ابراهیم، تولیت آن مشاهد مشرّفه به پسرش سیّد مصطفی، و بعد از ایشان به فرزندش سیّد عبّاس رسید.(۳)


فرزندان سیّد ابراهیم دمشقی معروفند و مشهور است كه هر گاه دست خود را به موضع گزیده ای بگذارند فوراً آرام می شود. و این اثر را از جدّ بزرگ خود به ارث برده اند، و آن را از آثار نگهداری بدن شریف آن مظلومه می دانند.(۴)

پی نوشت ها:

۱-منتخب التواریخ / 365 ب 8

۲- معالی السّبطین: 2/ 101

۳- اجساد جاویدان / 67

۴- به مقتل جامع مقدّم: 2/208 مراجعه شود.



+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 21:36  توسط تاجر شيرازي  | 

مطالب قدیمی‌تر